تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

323

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

« شهربراز را بياوريد » ، و او را پيش خواند تا گردنش بزند . شهربراز گفت : « شتاب مكن تا وصيّت خود بنويسم . » فرّخان بپذيرفت . شهربراز سبدى بخواست و سه نامه از آن بيرون آورد و گفت : « من در هر نامه از خسرو خواسته‌ام كه از انديشه‌اى كه دربارهء تو دارد بگذرد ؛ امّا تو تنها به يك نامه مىخواهى مرا بكشى ! » فرّخان برادر را به منصب خود بازگرداند و شهربراز به قيصر روم چنين نوشت : « مرا با تو حاجتى است كه به پيك و نامه درست نشود ؛ با من ديدار كن ؛ و بايد كه تو با پنجاه رومى بيائى و من نيز با پنجاه ايرانى خواهم آمد . » قيصر با پانصد هزار رومى روى به راه نهاد و پيشاپيش خود كارآگهانى بفرستاد ، زيرا بيم داشت كه شهربراز او را فريب دهد . امّا كارآگهان گفتند كه او جز پنجاه تن با خود ندارد . پس فرش بگستردند و در چادرى ديبا كه براى ايشان برافراشته بودند بنشستند و هر كدام كاردى به همراه داشتند « 1 » . آنگاه ترجمانى بخواندند و شهربراز گفت : « ويران‌كنندگان شهرهاى تو من و برادرم

--> زناراس ( 16 / 14 ) ؛ ميخائيل سريانى ( ژورنال آزياتيك سال 1849 . ج 1 ص 316 ) - ابن العبرى در تاريخ سريانى ( ص 100 ) ؛ نيكفروس بطريق قسطنطنيّه ( ص 19 ) . متن ما در اينجا و مواضع بعد از روى اشتباه موفقيّت‌هاى بزرگ هراكليوس را با توطئه او با شهربراز مربوط مىداند در صورتى كه اين واقعه بعدها اتّفاق افتاده است . در اپيرون و ديگر نويسندگان جديد از روى سادگى افسانه‌اى را كه به موجب آن هراكليوس نامه‌هاى خسرو را جعل كرده بود واقعا باور مىكنند . امّا در اين افسانه‌ها عقيدهء واقعى مردم به هراكليوس به طور ضمنى معلوم مىشود . امپراطور روم در ميان آشفتگى اوضاع مملكت مانند سياستمداران به راه خدعه و تزوير نيز متوسّل شد . او اين وسيلهء خدعه را به عنوان فرمانده لشكر نيز استادانه به كار برده بود . امپراطور با ديو و دد همكارى كرد ، خزرهاى وحشتناك را بر ضدّ ايرانيان برانگيخت ، لمباردها را بر ضدّ آوارها كه با ايشان عهد صلح بسته بود تحريك كرد و از قيام شهربراز بر ضدّ خاندانى كه صلح و آشتى را به هم زده بود استفاده كرد . البتّه او در اين حساب اشتباه كرده بود و نمىدانست كه خرابى مملكت حاصل از اين جنگ سبب خواهد شد كه عربها بتوانند به سهولت قسمت عمدهء مملكت او را بربايند . هراكليوس نمىتوانست اين معنى را از پيش بداند و به همين جهت تمام همّ خود را بر اين گماشت كه نگذارد ايرانيان روم را از ميان ببرند . ( 1 ) - اين همان ملاقات هراكليوس با شهربراز در آرابيسوس است كه پس از مرگ خسرو و جانشين او در ژوئن سال 629 م . اتّفاق افتاد ( قصص سريانى لاند ج 1 : 17 / 10 ) .